|

اگر عاشق نبودم...
اگر نقاش بودم اولین تابلویم برق چشمان تو بود.
اگر نجار بودم اولین ساختم ساخت قابی برای نگه داری تو بود.
اگر بنا بودم اولین عمارتم کلبه ی عشق تو بود.
اگر مهندس بودم ابتدا پرژه ی ساخت تمثال تو را بر دریای سوزان
محبت به اجرا در می آوردم.
اگر جوشکار بودم پنجره ای می ساختم تا بتوانم نزدیکش بنشینم و
برق نگاه تو را به تماشا نشینم.
اگر طلا ساز بودم زیباترین حلقه ام، حلقه ی نامزدی با تو بود.
اگر معمار بودم فونداسیون سازی زندگی ام را با تو آغاز می کردم.
اگر دکتر بودم داغ عشق تو را به جگرم درمان می کردم.
اگر معلم بودم اولین تدریسم دادن درس پاک عشق به شاگردانم بود.
اگر شکارچی بودم بهترین شکار زندگی ام تو بودی.
در کل هر کجا و در هر منصبی که باشم در جست وجوی تو و وصالت
خودم را به خاک و خون می کشم.
عاشق نظرتو نگفتیا.........!!!!؟؟؟؟؟
|