.•●๑۩کلبه ی دور افتاده۩๑●•.

سلام، به کلبه ی من و عشقم خوش آمدید
بهزاد هستم دانشجوی مدیریت بازرگانی از نصف جهان
ساجدم همسفر و محبوب ابدیم دوستت دارم...قلب و جون و هستیم فدای چشم و قلب پاک تو
دوستان نظر یادتون نره، در نظرسنجی هم شرکت کنید
کلیه مطالب این وبسایت توسط خودم و معشوق ابدیم نوشته میشه و هیچ کدام کپی برداری نیست.کپی از آن به هر جهت ممنوع می باشد
"بهزاد"


عشق و دیوانگی

 

در زمانهای بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود فضیلت ها و تباهی ها در همه جا شناور بودند ،آنها از بیکاری خسته و کسل شده بودند .

روزی همه فضایل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه ،ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت :

بیایید با هم بازی کنیم مثلا قایم باشک ،همه از این پیشنهاد شاد شدند و دیوانگی فورا فریاد زد من چشم می گذارم و از آنجایی که هیچ کس نمیخواست به دنبال دیوانگی بگردد همه قبول کردند که او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد.

خلاصه دیوانگی جلوی درختی رفتو چشمانش را بست و شروع به شمردن کرد ،همه رفتند تا جایی پنهان شوند !

لطافت، خود را به شاخ ماه آویزان کرد ،

خیانت ،داخل انبوهی از زباله پنهان شد ،

اصالت، در میان ابرها مخفی شد،

هوس، به مرکز زمین رفت ،

دروغ، گفت زیر سنگی پنهان میشوم،اما به ته دریا رفت ،

طمع،داخل کیسه ای که خودش دوخته بود مخفی شد ،

و دیوانگی مشغول شمردن بود ،

1،2،3،4
،..............

همه پنهان شدند به جز عشق که همواره مردد بود و نمی توانست تصمیم بگیرد ،

و جای تعجب هم نیست چون همه میدانیم پنهان کردن عشق مشکل است .

هنگامی که دیوانگی به صد رسید عشق پرید و در میان یک بوته گل رز پنهان شد،

دیوانگی فریاد زد دارم میام،دارم میام...

اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود،

زیرا تنبل ،تنبلی اش آمده بود جایی پنهان شود

و لطافت را یافت،

دروغ ته دریاچه،

هوس در مرکز زمین،

یکی یکی همه را پیدا کرد به جز عشق.

او از یافتن عشق ناامید شده بود،

حسادت در گوش هایش زمزمه کرد،تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او پشت بوته گل رز است.

دیوانگی شاخه ی چنگک مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان زیاد آن را در بوته گل رز فرو کرد و دوباره و دوباره .....

تا با صدای ناله ای متوقف شد،عشق از پشت بوته بیرون آمد با دستهایش صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون میزد.

شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند،

او کور شده بود.

دیوانگی گفت:

من چه کردم ،من چه کردم،چگونه میتوانم تو را درمان کنم،

عشق پاسخ داد:

تو نمی توانی من را درمان کنی اما اگر میخواهی کاری بکنی راهنمای من شو.

و اینگونه است که از آن روز به بعد عشق کور است و دیوانگی همواره در کنار اوست...

 


جمعه 6 فروردین 1389 با دستان عاشق بهزاد | نظر ()

بوی بهار

این بار می خواهم هفت سین عید را با یاد تو بچینم
سبزه را با یاد روی سبزه ات
سمنو به یاد شیرینی لبخندت
سایه دانه به رنگ چشم هایت
سرکه با یاد ترشی مهربانیت
سیب با یاد تردیه گونه هایت
سکه با یاد درخشش قلبت
سیر با یاد تندی کلامت
با همه خوبی ها و بدی هایت ... دوستت دارم

 

*****

بوی باران  ; بوی سبزه ;  بوی خاک

شاخه های شسته ;  باران خورده ; پاک

آسمان آبی و ابر سفید ,  برگهای سبز بید

عطر نرگس ,  رقص باد

نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار

 

*****

 


یکشنبه 1 فروردین 1389 با دستان عاشق بهزاد | نظر ()



سلام، به کلبه ی من و عشقم خوش آمدید
بهزاد هستم دانشجوی مدیریت بازرگانی از نصف جهان
ساجدم همسفر و محبوب ابدیم دوستت دارم...قلب و جون و هستیم فدای چشم و قلب پاک تو
دوستان نظر یادتون نره، در نظرسنجی هم شرکت کنید
کلیه مطالب این وبسایت توسط خودم و معشوق ابدیم نوشته میشه و هیچ کدام کپی برداری نیست.کپی از آن به هر جهت ممنوع می باشد
"بهزاد"

isfbehzad@yahoo.com

شانزدهمین بهار
دیوونتم ای عشق من
پست ثابت
چشمات
...اعتراف
...تورا می خواهم
یک سال عشق و دیوانگی برای بهترین
ماه درخشان و زیبای قلب منی یکی یدونه ی امروز و فردای منی
اشک
دهمین نهال عشق

دی 1390
مرداد 1390
تیر 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
مهر 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388

بهزاد
ساجده

"ماتم یک خانه"
♥♫۞ حرف دل شقایق ♥♫۞
فریاد بی صدا
"عشق پاک"
خلوت گاه من و عشقم
"رقص موج"
""دلنوشته ها و آهنگ های در خواستی""
"" آ و ا ر ه و ا ژ ه ها ""
ღღامشب تمام عاشقان را دست به سر کنღღ
"H.S"
"عشقای یواشکی"
"عشق پنهان"
"خلوت دل"
"فریاد دردها"
"خنده ی من از گریه غم انگیز تر است"
"با تو بودن را زندگی دوباره می نامم"
*سیمای دختری در دوردست ها*
""شعر و ترانه همنفس""
بزرگترین سایت عشقولانه
""عشق رومانتیک""
""لالایی برای زندگی""
نازنین عاشق

"سرزمین عاشقان پاک نیت"
"روزهای طوفانی نبودنت"
"کلبه ی من و تو"
ღ♥ღ...دنیای این روزای منღ♥ღ
"پرتگاه"
"خاطرات رنگارنگ"
خاطرات

اولا شما دختری یا پسر، دوما تا حالا اسیر عشق واقعی شدین؟







بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

ساخت كد توسط بهزاد